بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
623
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
كه در جوار من بودند بودند رفتند من از كوه حرا پائين آمدم و در بطن وادى در آمدم درين وقت شخصى مرا آواز كرد پس من پيش و پس و راست و چپ خود را نظر افكندم كسى بنظرم نيامد بار ديگر مرا آواز كردند چون سر برداشتم جبرئيل را ديدم كه در ميان هوا بر كرسى نشسته از ديدن او مرا حالت عجيب دست داد و بلرزه افتادم و بخانهء خود رسيده گفتم « دثرونى دثرونى » يعنى جامه بر من بپوشيد و اين معنى مكرر فرمودند پس آبى سرد بر من پاشيدند درين اثنا آيهء يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ بر من نازل گرديد و بعضى گفتهاند كه چون حضرت در وقت استراحت شمله بر خود مى - پيچيدند اين آيه بر آن حضرت نازل شد كه اى جامه در كشنده برخيز و مردم را انذار كن و ميتواند كه مراد اين باشد كه يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ بدثار النبوة قم فانذر يعنى اى لباس نبوت در بر افكنده قيام نماى و از زواياى اختفا بيرون خرام پس باداى مراسم نبوت مشغول شو « و فى تفسير على بن ابراهيم : قم فانذر قال هو قيامه فى الرجعة ينذر فيها » و بعضى از علما در كتاب رجعت بعينه اين حديث را از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كردهاند وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ اى قم فكبر ربك يعنى برخيز و چون برخيزى بتعظيم ياد كن پروردگار خود را و منزه ساز او را از صفاتى كه لايق اين جناب نيست و چون فكبر جزاى شرط مقدر واقع شده بنا برين مصدر بكلمهء فا گرديد و بعضى گفتهاند كه مراد اينست كه « كبره فى الصلاة فقل اللَّه اكبر » و تقديم ما حقه التأخير در « وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ » اشارت بر حصر است زيرا كه اگر ميگفت فكبر ربك نفى تكبير ديگرى از اينجا معلوم نميگرديد چه تكبير شخصى منافات با تكبير ديگرى ندارد بخلاف وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ كه اين افادهء حصر مىكند به اين معنى كه پروردگار خود را بتعظيم ياد كن نه ديگرى را وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ اى قم فطهر ثيابك يعنى برخيز پس پاك ساز از نجاسات اقذار جامههاى خود را و تقديم ما حقه التاخير در اينجا بواسطهء مناسبت فقرهء اولى و رعايت فواصل كلامست ظاهر اين آيه وجوب تطهير ثياب است از نجاسات به آب